زين العابدين شيروانى
521
بستان السياحه ( فارسي )
رذيله است و رنك اسمر دليل فطانت است و رنك سرخ و سفيد و صافى دليل عدالت است و پيشانى تنك دليل خبث و نادانى است و پيشانى كه بر او عروق نباشد دليل مخاصمت و ناسازكاريست و پيشانى بسيار بزرك علامت كاهلى است و پيشانى كشاده متوسّط خوبست و چين در پيشانى دليل غضب است و موى مجعّد بسيار مطلوبست و ذقن باريك دليل خفّت عقلست و روى پركوشت دليل كاهلى و جاهلى است و روى تنك كمكوشت دليل فهم و لطافت طبع و اهتمام نمودن در كارهاى مردم است و روى بسيار كرد علامت جهل است دردى دراز و باريك دليل بىشرمى است و روى بزرك دليل كاهلى است و روى بسيار خورد دليل سبكباريست و چاپلوسى و اكر ميانهحال باشد در غايت اعتدال مزاج است و روى كشاده دليل خلق نيكوست و روى ترش دليل خلق بد است و روى ناهموار از زخم آبله و غيره و روى درهم كشيده دليل افعال بد است و چشمسياه علامت محبّت است و چشم ميكون دليل عدالت است و چشم درشت و برآمده دليل بىحيائى و بىشرمى و چشم ازرق دليل مكر و حيله است بينى بزرك دليل حماقت است و بينى بلند و اندك كج دليل شجاعت است و بينى ميانهء علامت خوبى است و كوش بزرك دليل درازى عمر و فهم تيز است و كوش كوچك دليل خساست است و كوش ميانه دليل قوّت حافظه است قد بلند مباركست ليكن خالى از حماقت نباشد و قد ميانه دليل حكمت و اوصاف حميدهء باطن است و قد كوتاه دليل شرارت و عداوت و بدل كينه كرفتن است آواز بلند و سطبر دليل شجاعت است و آواز باريك دليل خوفست و آواز ميانه دليل اخلاق حميده است آواز باغنّه دليل مكر است آواز خوش دليل وفا و حق دانستن است و سرعت كلام از فهم تيز است و نفس دراز دليل همّت بلند است و نفس كوتاه از ضعف باطن است كوشت نرم دليل قوّت فهم و لطافت طبع است و كوشت سخت دليل قوّت تن و طبع غليظ است و خنده بسيار كردن دليل مخالفت نمودن است با مردمان و بلندى خنده دليل غفلت و بىشرمى است و تبسّم نمودن در كلام دليل فطانت است و تبسّم كردن بتقريب دليل حيا و خلق نيكوست و درنك نمودن در كلام و حركات دليل كندى فهم است و سرعت در كلام و كارها از تيزى فهم است و كردن كوتاه دليل عقل و مكر و عيّاريست و كردن باريك دراز دليل حماقت است و فرياد زدن بيهوده و كردن سطبر دليل حمق است و كردن اعتدال دليل خوبى حالست و شكم كوچك دليل فهم و عقل است و شكم بزرك دليل كثرت نكاح است پهلوى باريك دليل ضعف است و پشت پهن دليل قوّت بدن است و علامت مكر و غضب و پشت خميده به غير پيرى دليل خلق بد است و پشت راست دليل خلق نيكوست كتف باريك دليل قلّت فهم است كتف پهن دليل احمقى است و متوسّط دليل بسيارى عقل است انكشتان دراز دليل فهم است و انكشتان كوتاه دليل غفلت است ناخن معيوب پسنديده نيست ساقهاى دراز دليل تكبّر و حبّ جاه است و ساقهاى كوتاه دليل شر انكيختن است پاىهاى بزرك دليل خودبينى و نكبت است و پاىهاى خورد دليل مسكينى است و پاىهاى ميانه دليل نيكى است بدانكه شخصى كه چشم مدوّر و ازرق دارد و موى زرد است و قدكوتاه و كوسج و چهره او بسيار سفيد و باريك زنخ و تيزنظر و پهنپيشانى باشد و در هنكام تكلّم سر به زير افكند و آهسته حرف زند و لاغراندام نيز باشد تو يقين بدان كه حذر از مار ارقم چندان نبايد نمود و از آنكس هزار مرتبه محتذر بايد بود و ديكر در هر حال اعتدال مطلوب و طريق وسط مرغوبست و بايد كه مرد زيرك مشاهده كند هر عضوى كه خوبست و دلالت بر خوبى مىكند و عضو ديكر كه علامت صفت ذميمه است برابر كند هركدام كه غالب است بر آن حكم نمايد و نيز ممكن است كه شخصى بقوّت رياضت و مجاهده از خود آن صفات رذيله را رفع كند و از معاشرت نيكان و مجالست پاكان از لوث خبائث ظاهرى و باطنى برهد چنان كه بزركى فرمايد نظم كر تو سنك صخره و مرمر شوى * چُون به صاحب دل رسى كوهر شوى نار خندان باغ را خندان كند * صحبت مردانت از مردان كند صحبت مردان هم مردت كند * صحبت نامرد دم سردت كند و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّاهرين ذكر لبنان نام جبلى است مشهور و در السنة و افواه مذكور است و آن در ملك شام واقع شده بهغايت معمور و نعمتهاى الهى در آن نامحصور است هوايش سازكار و آبش خوشكوار و مردمش قوم عرب و مختلفالمذهبند اكثر قوم سامرى و ديكر علىاللّهى و ديكر نصارى و ديكر